اقتصادي و اسلامي
در سر مقاله روزنامه دنياي اقتصاد امروز پويا جبل عاملي مطلبي در مورد موانع نواوري و شكوفايي نوشته بود كه در ابتدا مطالبي در باب نگاه علم اقتصاد به جامعه و نحوه بررسي ان توسط اقتصاددان گنجانده بود در اين مقاله نوشته شده"اصولا اقتصاددان، چیزی به نام جامعه را به عنوان یک کل نميتواند درک کند و از نظر او یک جامعه همان جمع افراد است بنابراین زمانی هم که وی ميخواهد رفتار اقتصادی جامعه را تحلیل کند، خود به خود باید رفتار یک فرد را تحلیل و آن را تعمیم دهد " اما اين روش اشكالاتي دارد اولا منكر مبناي تحليل هاي خرد در بطون تحليل كلان نيستم زيرا منكر شخصيت كاملا مستقل براي جامعه به عنوان يك كل مستقل از افراد نيستم اما نميتوانم قبول كنم كه يك اقتصاد دان با تحليل يك فرد بتواند نتايج خود را تعميم دهد براي مثال منحني تقاضاي كل در اقتصاد كلان از جمع منحني تقاضاي تك تك افراد استخراج نميشود حتي استدلال نزولي بودن منحني تقاضاي كل در اقتصاد كلان از استدلال مشابه در اقتصاد خرد كاملا متفاوت است و ذره اي شباهت به هم ندارد. زيرا برايند رفتارهاي متنوع افراد در سطح خرد يك قانونمندي در سطح كلان بوجود مي اورد كه انرا نميتوان در نگاه جزء جست و جو كرد براي يك مثال ديگر مصرف كننده ثروتمندي با تابع ترجيحات خاص را در نظر بگيريد كه قيمت كالا در تابع مطلوبيت او داراي مطلوبت نهايي مثبت است اين مصرف كننده بدليل ترجيحات خاصي كه دارد ( مثلا چشم و هم چشمي و پز دادن براي قيمت كالابراي اشنايان و فاميل ) بدنبال كالايي ميگردد كه گرانتر باشد تا بتواند در ميان فاميل بيشتر پز بدهد و مطلوبيتش افزايش يابد اما رفتار اين مصرف كننده موجب ميشود منحني تقاضاي بازار صعودي شود؟ اگر صعودي شود پس "قانون تقاضا چه ميشود" نه زيرا رفتار مجموع افراد در سطح جامعه از يك قانونمندي پيروي ميكند كه در سطح خرد لزوما برقرار نيست.
روزبه حسینی که بحث کاملی کرده حتما بخونید
اقتصاد خرد بازار و خانوار که نمیدونم نویسندش کیه
اینجا هم نوشته ای درین رابطه هست
چند روز پيش يكي ازدوستان رو بعد از 8 ماه ديدم كه براي يك دوره آموزشي به لندن رفته بودن (بورس وزارت نفت) كلي از اونجا هيرت زده بود از نظم كاريشون ميگفت(يا به اصطلاح ما اقتصاديا فرهنگ كاري) جالبه همين ديروز با دوست عزيزم شاهين كه از يك اردوي جهادي در جنوب كرمان برگشته بود ثحبت ميكردم كه ميگفت مردم اونجا فرهنگ كاري ندارن.مي گفت مردمش هروقت گرسنه بشن ميرن بندر كار ميكنن و درامد حداقلي كسب ميكنن و برمي گردن منم بهش گفتم عرضه ي نيروي كارشون خميده بوده (دليلش شايد بخاطر سختي كار دربرار اجرت كم باشه) از بحث خارج نشيم خلاصه از نظام سياسي و رفتار انساني اونا ميگفت و در كلام آخر كه به عامل پيشرفت اونا رسيد 2 تا علت رو گفت كه باعث پيشرفت كشورهايي مثل انگلستان شده ( ببينيد اين پسره اقتصاد نخونده ها ) اول نظام پارلماني قوي كه نماينده ها از نخست وزير جواب حسابي ميخواند واگر بي ربط حرف بزنه توي پارلمان هوش ميكنند!!! و حرف تو دل كسي نميمونه!!!! ودوم tax system يا نظام مالياتي اينطوركه مردم ماليات ميدن و بعد از دولت جواب ميخوان اما اگه دقت كنيم هردو يكي هستند. چرا؟ چون دولت داره از پول مردم تغذيه ميكنه و نماينده ها هم كه وكيل مردم هستند پس من 2 عامل پيشرفت اونارو يكي ميدونم، همون سيستم مالياتي . حالا تو ايرانو نگاه كنيد اصلا اين روابط توي ايران تعريف نميتونه بشه چون دولت با نعمت خدا تغذيه ميشه و اگر دولت متعهدي باشه خودش رو پاسخگوي خدا ميدونه اما چرا اين سيتم دوم توي ايران كار نميكنه چون اگه كار كنه بايد ما جلوتر از اونا باشيم، پاسخگويي به خدا كجا و پاسخگويي به مردم كجا. خوب اين يه بحث مفصلي داره كه يه بار ديگه در موردش مينويسم
امروز كه داشتم كتاب ماليه بين الملل نوشته دنيس اپل يارد و آلفرد فيلد ترجمه دكتر محمد علي ماني رو ميخوندم همون اولاش در مورد تقاضاي ارز نوشته بود كه ارتباطي بين اون نوشته ها و دلايل ركود در امريكا ديدم. تقاضاي ارز از سه كانال بوجود مياد اولا ما براي خريد كالاو خدمات خارجي نياز به ارز داريم ( كه هداياي خارجي و پرداخت به خارج هم جزو همين حساب ميشه مثلا اگر شما براي پسرتون كه در خارج تحصيل ميكنه پول بفرستيد) دوم اگر قصد سرمايه گذاري خارجي داشته باشيد مثلا توي بانك خارجي حساب باز كنيد يا سهام شركتهاي خارجي رو بخريد كه اين بخش تقاضاي مالي بحساب مياد سومين انگيزه اي كه تقاضا ايجاد ميكنه اجتناب از زيان ناشي ازتغييرات نرخ ارز يا كسب سود است كه به سوداگري يا بورس بازي هم معروفه ارتباطي كه اين مبحث با ركود اخير امريكا داره اينه كه دو بخش اول تقاضا روي نرخ ارز اثر ميزاره بدون اينه تحت تاثير نرخ ارز قرار بگيره دقيقا همين اتفاقي كه الان براي امريكا افتاده، امريكا سالهاست كه با كسري تراز پرداخت ها رو بروست و همين مساله موجب كاهش ارزش دلار در سالهاي اخير شده كه حتي اگر تا سال گذشته خطري براي امريكا محسوب نميشد با توجه به ركود پيش روي امريكا خطر افرين محسوب ميشه زيرا كاهش ارزش دلار بازده سرمايه گذاري رو كاهش ميده اما ارتباط بخش سوم تقاضاي ارز با ركود امريكا در جلوگيري از زيان ناشي از كاهش ارزش دلار نهفته است با كاهش مداوم ارزش دلار دولتها براي اجتناب از زيان كاهش ارزش دلار دست به تغيير ذخاير دلاري به ديگر ارزهاي دنيا زده اند و تقاضای دلار رو کاهش داده ند كه اين خود تشديد كننده افت ارزش دلار و كاهش سرمايه گذاري و نهايتا ركود در ايالات متحده است.
حتما در جريان دعواي بين دولت و بانكها بوده ايد دولت از يك طرف پيگير كاهش نرخ سود بانكي است ومعتقد است بانكها بدليل سود هاي هنگفت ريخت و پاش شديدي در هزينه هاي اداري و ساختماني ميكند اما بانكها ادعا ميكنند بدنبال كاهش سود ورشكست ميشوند. اما چرا واقعا بانكها هزينه هاي سنگيني روي ساختمان هاي خود و شعبه هاي خود ميكنند اين واقعيتي است كه همه ما ديده ايم و اين عمل بانكها در نظر دولت بعنوان ريخت و پاش جلوه ميكند. خوب من 2 دليل به ذهنم ميرسد اول اينكه شرايط تورمي ايران ايجاب ميكند كه بانكها به اين سو حركت كنند. بانكها هم به عنوان يك بنگاه اقتصادي بدنبال كسب سود است، البته الان بدنبال مقابله با ورشكستگي، آنها دست به هر عملي براي كسب سود ميكنند و با اين شرايط چه بهتر كه سرمايه خود را در زمين و ساختمان سرمايه گذاري كنند. دليل دوم كه بسيار اهميت بيشتري دارد عدم استفاده از بانكداري الكترونيك است، ببينيد بانكها چون خدمات ارائه دهندشان اعتبار است و اعتبار قابل لمس نيست پس بايد به مردم نشان دهند كه از ديگر بانكها پولدار تر هستند بهترين روش براي اين كار ساختن ساختمانهاي شيك و پر بهاست زيرا مردم اينگونه تصور ميكنند و بين بانكها براي داشتن ساختمانهاي بهتر رقابت بوجود ميايد همچنين بانكها براي اينكه خدمات خود را در دسترس همه مردم قرار دهند و فروش خود را حداكثر كنند با ايجاد شعبه هاي بيشتر ميزان فروش خود را افزايش ميدهند اما در دنيا بانكهاي قدرتمند بانكهايي نيستند كه شعبه بيشتري داشته باشند بزرگترين بانكهاي دنيا بانكهايي هستند كه در زمينه بانكداري الكترونيك پيشرو هستند تصور كنيد اگر بانكهاي ايران از فناوري اطلاعات بهره ميبردند ديگر نيازي به افزايش شعبه براي دسترسي بيشتر به خدمات بانك نبود زيرا هر كس از هر كجا ميتوانست خدمات مورد علاقه خود را از هر بانكي بخرد مثلا شما نگاه كنيد چه جدالي بر سر ساعات كار بانكها ميان مجلس و دولت و مردم شد حال در بانكداري الكترونيك با ارائه خدمات 24 ساعته اين دعوا ها معنايي ندارد
اگرتا بحال از طريق شبكه جهاني كالا و خدمات خريداري نكرده ايد احتمالا تابحال با فروشگاه هاي اينترنتي برخورد كرده ايد شما ميتوانيد با استفاده از كارتهاي نقدي و اعتباري (نه به معناي بين المللي آن) اقدام به خريد كالا كه توسط ايرانيان در داخل عرضه ميشود كنيد ( بحث ما درمورد خريدهاي با واسطه بانك است حتما توجه داريد بعضي خريد و فروش ها با واسطه شركت هاي پست انجام ميشود) اما اگر قصد خريد از كشوري ديگر داشته باشيد حتما با مشكل روبرو خواهيد شد زيرا نياز به كارتهاي اعتباري بين المللي(credit card) خواهيد داشت كه توسط عرضه كنندگان خارجي معتبر باشند مانند ويزا كارد يا مستر كارد كه ازجمله معتبر ترين كارتهاي بين الملي ميباشند اما چرا ما نميتوانيم از اين طريق خريداري كنيم؟ خوب دليلش عدم عضويت در شبكه جهاني بانك و نداشتن زبان مشترك شبكه ارتباطي است . در سال 1973 حدود 300 بانك از 15 كشور با ايجاد سازمان سوئيفت دست به ايجاد يك زبان ارتباطي زدند تا بتوانند از طريق شبكه جهاني به هم متصل شوند، اما مشكل اينجاست كه ايران بدليل تحريم هاي سياسي حق عضويت در اين سازمان را ندارد. البته ممكن است شما ادعا كنيد كارتهاي اعتباري بين اللمللي در ايران ديده ايد. بله اين كارتها با واسطه توليد شده اند مثلا يك شركت با واسطه اقدام به صدور ويزا كارد كرده يا يك شخص با استفاده از حساب خود بصورت يك زير حساب يك كارت صادر ميكند(subaccount) كه از درجه اعتبار كافي برخوردار نيست و در موقع خريد اينگونه كارتها بايد به درجه اطمينان صادر كننده دقت فرماييد
البته بانك هاي خصوصي ايران دست به توليد كارتهاي بين المللي زده اند مانند كارت بين المللي پارسيان و با يكسري از فروشگاه ها و هتل هاي خارجي و داخلي قرارداد تضمين (ضمان) پرداخت انجام داده اند كه حتما توجه داريد كه اين مراكز فروش بسيار محدود هستند و همان مشكل اعتبار در خارج را دارند
![]()
براي اينكه ما بتوانيم مبلغ مهريه حضرت زهرا ( كه بر اساس روايات متعدد در زمان پيامبر و بعد از پيامبر به عنوان پايه مهر و سنت حضرت قرار گرفته ) را به ارزش و واحد پول امروزي بيان كنيم روشهاي مختلفي دارد كه به برخي از آن اشاره ميكنم و با محاسبه ان در آخر اختلافات قيمتي آن را ميبينيم
ابتدا ميدانيم كه مهريه حضرت زهرا به قيمت 500 درهم بوده ( قيمت يك زره جنگي كه پيامبر به اميرالمومنين دستور ميدهد بفروشد و حضرت امير به قيمت 500 درهم ميفروشند) حال بايد قيمت 500 درهم آن زمان را به واحد امروزي تبديل كنيم
براي اين كار چند روش وجود دارد
الف) ما ميتوانيم از شاخص ppp (purchasing power parity ) استفاده كنيم به اين صورت كه مثلا نسبت يك درهم به يك كالا را در صدر اسلام مشاهده كنيم و سپس قيمت همان كالارا در حال حاضر مشاهده كنيم سپس با تقسيم اين دو واحد بر يكديگر نرخ برابري قدرت خريد يا شاخص ppp بدست ميايد اين شاخص به ما ميگويد اگر مثلا گوسفند در صدر اسلام 10 درهم بوده و الان 100 هزار تومان پس یک درهم آن زمان برابر ده هزار تومان الان است . ما اين نسبت هارا ميتوانيم از حكم ديه استخراج كنيم به اتفاق اكثر علماي شيعه و سني ديه يك مرد بالغ وعاقل به يكي از اقلام شش گانه زير است.(رجوع شود به رساله عمليه) .
1 )يكصد شتر (6 ساله). 2) دويست گاو . 3) يكهزار گوسفند . 4) يكهزار دينار طلا به وزن يك مثقال شرعي به اندازه 18 نخود. 5) ده هزار دهم كه هز ده درهم يك دينار است . 6) دويست حله با پارچه يمني
با فرض برابري ارزش شش اقلام فوق ما ميتوانيم با استفاده از 6 اقلام فوق برابري قدرت خريد درهم را بر حسب هر يك از اقلام فوق بدست اورده و سپس قيمت هاي محاسبه شده نهايي را با يكديگر مقاسبه كنيم حتي ميتوان ميانگيني از نرخ هاي محاسبه شده بدست اورد و يا يك كالا را اصل گرفت و نرخ بدست امده از آن را ملاك قرار داد ( زيرا برخي از فقها معتقدند كه يكصد شتر مبلغ اصلي ديه است و بقيه كالاهاي پنج گانه براي سهولت بيان شده و مبلغ امروزي ديه بايد بر اساس يكصد شتر محاسبه شود)
در محاسبه اي كه بر اساس مثقال طلا به قيمت ۹۶ هزار تومان انجام دادم مبلغ كنوني ۵۰۰ درهم ۴ ميليون و ۸۰۰ هزار تومان درومد.
اما اشكالات جدي به اين روش وارد است اولا اينكه شاخص برابري قدرت خريد بيشتر براي دومنطقه مختلف در يك زمان كه داراي واحد پولي مختلف هستند بكار ميرود نه براي دو دوره تاريخي ثانيا اشكالاتي به ارزش تاريخي اين كالاها وارد است يعني ماليت اين كالاها درطول زمان قابل تغيير است زيرا ما در شاخص ppp فرض ميكنيم مثلا ارزش يك شتر در صدر اسلام وحال حاضر يكسان است در حاليكه اينگونه نيست زيرا در طول زمان شدت ارضاي نياز و موارد استفاده ( قيمت يك كالا به ضرورت و كارايي آن در زندگي انسان بستگي دارد) اين كالاها در حال تغييرو تحول است مثلا اگر در زمان پيامبر قيمت ديه 100 شتر بوده شتر در آن زمان براي عرب باديه نشين آنروز بسيار با ارزش بوده بطوريكه زندگي بدون شتر درآن زمان فلج مي شده و امكان ادامه ان به سختي ممكن بوده پس اين شاخص نميتواند ملاك خوبي بوده باشد
ب) اگر ما فرض كنيم ديه در جمهوري اسلامي مطابق با شرع و قواعد شرعي وضع شده باشد ميتوان قيمت درهم را محاسبه كرد مثلا در ديه در پايان سال 1386، 40 ميليون تومان اعلام شده و اگر ديه در صدر اسلام 10 هزار درهم باشد ميتوان گفت قيمت هر درهم 4 هزار تومان است پس قيمت مهريه حضرت زهرا 2 ميليون تومان اسست ، اشكالي كه به اين روش ميتواند وارد باشد بر روش محاسبه دولتي ديه متمركز است كه همان اشكال روش قبل ميتواند بر آن وارد باشد كه اين محاسبه بر اساس برابري ماليت كالا در صدر اسلام و حال حاضر باشد اما ما با فرض صحت ثبوتي اين محاسبه عمليات جبري خود را انجام ميدهيم .
عدم توسعه علوم انساني در كشور و گسترش مباني تمدن غرب در ايران متوليان اموزشي و حتي فرهنگي را بران داشته تا درصدد چاره جويي اين مشكل دست ريشه يابي موانع توسعه علوم انساني بزنند در همين جهت ما در اين مقاله نشان خواهيم داد كه از جمله اين موانع اولا وجود شكاف تكنولوزيكي داخل و خارج است و ثانيا موانع فرهنگي و اعتقادي كه مهمتر از مورد قبلي است در زير اشاره كوتاه و خلاصه اي به آن شده است
1. وجود شكاف تكنولوژيكي ميان داخل وخارج : اصولا توسعه علوم انساني با توسعه و پيشرفت تكنولوژيكي و فني رابطه مستقيم دازد مثلا كشوري كه مصرف كننده توليدات صنعتي و علوم فني خارجي باشد از فرهنگو علوم انساني از خارج بي تاثير نيست و علوم انساني در پي علوم فني حركت ميكند.
2. موانع فرهنگي و اعتقادي :اصولا توليد علوم با پرسش همراه است و هر تحقيقي در جهت پاسخ به سوالي است حال وجود خطوط قرمزها ي اعتقادي، سياسي، حكومتي مانع بزرگي در برابر روحيه ي پرسشگري است كه خود مانعي بزرگ بر سر توليد علوم انساني است.
كلاسيك هاي جديد روش تشكيل انتظارات را (expectation formation) شيوه انتظارات عقلايي ميدانند در اين الگو فرض مي شود كه فرد بر حسب يك بسته از اطلاعات كه با متغير هاي مورد انتظارش در ارتباط است مي تواند به در ستي آنها را پيش بيني كند و در واقع همان پيش بيني دولت را مي تواند انجام دهد البته بر اساس فرض اين امكان وجود دارد كه فرد اشتباها به خاطر داشتن اطلاعات غلط يش بيني كند ، در اين الگو حتي اگر فرد اشتباه هم پيش بيني كند روش تشكيل انتظارات همان انتظارات عقلايي است زيرا فرد همان اصول نئو كلاسيك ها را براي پيش بيني عمل كرده و مثلا براي تورم نه تنها به نرخ هاي سالهاي گذشته بلكه به متغيرهاي ديگري از جمله توليد، نقدينگي و... هم نگاه كرده پس ساختار پيش بيني اهميت دارد نه نتيجه پييش بيني، اما به نظر نگارنده اين فرض و اين الگو در شرايط خاصي كار ميكند و در شرايط خاصي كار نمي كند اگر ما سه شرايط مختلف اطميناني، ريسكي و نا اطميناني را متصور شويم مي توان گفت كه در شايط اطميناني و ريسكي اين الگو بدرستي كار ميكند اما در شرايط نا اطميناني مردم از تشكيل انتظارات بگونه اي غير از عقلايي استفاده مي كنند، شرايط ريسكي به شرايطي گفته مي شود كه ميتوان آينده را حداقل با يك توزيع احتمال تشريح كرد و بر اساس يك سطح اطميناني گفت كه مثلا تورم انتظاري چگونه است اما شرايط نا اطميناني كه نوعي بي ثباتي در اقتصاد حاكم است ديگر قدرت پيش بيني از افراد به هر نحوي گرفته مي شود و فرد با تعدد خطاهايي كه مي كند دست از پيش بيني ميكشد، در لين شرايط كه عدم اطمينان بر اقتصاد حاكم است همه چيز بطور غير منتظره در حال تغيير است، قوانين، سياستها، روابط دروني و بروني دولتها و غيره و ذلك در اين شرايط فرد منتظر اتفاقات ميماند تا تصميم خودش را بر اساس اتفاقاتي كه منتظرش نبوده چينش كند در اين حالت هر اتفاق جديد مستقيما در تصميم فرد براي اينده و حال حاضر اثر مي گذارد و فرد در انتظار اين اتفاقات مينشيند تا انتظاراتش را بر اساس آن تشكيل دهد
اما فارغ از سود و زیان این سیاست و بحثهای فنی نکته قابل تامل اینجاست که چرا ژس از دستور رئیس جمهور هر جا میروی . سایت روزنامه وبلاگ دانشگاه همه شروع به بیان نظرات کرده اند چرا رشته ابتکار باید بدست مسولان اجرایی باشد نه دست روشنفکران دانشگاهی تا زمانی که رکود دانشگاه های مارا و استادان مارا فرا گرفته امید به اینده روشن سخت است . دانشگاهیان و دانشجویان ما یا سر در کار خود دارند ویا اگر منتقدانه عمل میکنند انتقادات رویایی و اسمانی دارند از دو لت و مسولان چیزی را میخواهند که نشدنی است یا غیر منطقی است
در سر مقاله ای که در ۲۹بهمن به چاب رسید اختلافی که میان مجلس و دولت بر سر قیمت نفت در بودجه بوجود امده بود راتوضیح دادم و در اخر با یک ژیشنهاد برای مصرف درامدهای ارزی نفت انرا تمام کردم به اعتقاد من درامد نفتی نباید به ریال هزینه شود و اصلا نباید داخل اقتصاد ملی شود این سخن مخالف با سرمایه گذاری درامد نفتی نیست بلکه منظور سرمایه گذاری ان در خارج اقتصاد است زیرا که اقتصاد ایران هنوز قدرت جذب این درامد عظیم را ندارد چون مابه ازایی برای این درامد تولید نشده
مقاله را میتوانید در ادامه مطلب بخوانید
میتوانید در لینک زیر یا در ادامه مطلب بخوانید